آنها جلوگيري شود، آن زبان محكوم به مرگ است‌.
وجود كتاب‌خانه‌ٴ بزرگ كانازاوا بونكو (سيزدهم ـ 2)، كه نخستين دوره‌اش از 1270 تا 1333 بود، به رشد معلومات ژاپني و هم‌چنين چيني كمك كرد. مهم‌ترين اثر كلاسيك اين عصر، كه‌ نفوذ وسيعي داشت‌، تسوره‌ـ زوره‌ـ گوسا نوشته‌ٴ يوشيدا كِنكو پيش‌از سال 1350 بود.

اشارات نهايي‌

يادداشت‌هايي كه اين بخش آخر فصل اول بدان اختصاص داشت مربوط به سير تكويني‌ زبان‌هايي است كه در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم به‌كار مي‌رفت و توصيف وضعشان در آن زمان‌ است‌. توجه ما محدود به آثار علمي و فلسفي است و علي‌الرسم به ادبيات كاري نداريم‌. تلاشي‌ براي معرفي اين زبان‌هاي مختلف از ديدگاه ادبي محض نشده است‌. درمورد تكامل دستور هر زبان تأكيد شده‌، يعني درمورد تجزيه و تحليل آگاهانه‌ٴ شكل دستوري و امكانات لغوي آنها. اين‌ آگاهي در بسياري موارد براثر نيازهاي مترجمان و مساعي آنان براي يافتن معادل مفاهيم خارجي‌ تشديد و تسريع شده است‌. آفرينش‌هاي زبان‌شناختي بيش‌از حدي كه گمان مي‌رود ارادي و دلخواه است‌،1 و مرهون مترجماني است كه نه‌تنها صاحب رأي‌، بلكه اهل تأمل و راي‌زني‌ باشند.
فصل‌هاي دوم تا چهاردهم حاوي تفصيلات فصل اول و مقدار زيادي اطلاعات جزئي است‌ كه لزومي ندارد به صورت متوالي خوانده شود. بنابراين‌، خواننده مي‌تواند از اينجا يكسره به‌ سراغ فصل پانزدهم برود و به‌اين كار دعوت شده است‌.


1 .ميشل برِآل در مقالات معناشناسي خود در اين باره اشاره‌هايي عالي دارد
 (Breal: Essais de Semantique (Paris, 1877